آمده ایم تا با زندگی کردن ارزش پیدا کنیم

 
SHER LOUK
نویسنده : محمد علی کرمی - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤
 

از همون زمانی که سری اول مجموعه شرلوک هلمز پخش می شد من با اینکه سنی نداشتم از مشتری های پر و پا قرص این مجموعه بودم

کلا از فیلم با ژانر معمایی خوشم میاد اما این چند روزه خیلی خوشحالم چون سری جدید مجموعه شرلوک هلمز داره پخش میشه و من هر شب ساعت 8 پای تلویزیون منتظرم

امشب قسمت سقوط رایخن باخ عالی بود واقعا عالییییییی


 
 
در گوشی با استاد
نویسنده : محمد علی کرمی - ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢۳
 


 
 
وداع با استاد
نویسنده : محمد علی کرمی - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢۳
 

امروز مورخ 21 آذر 1393 آخرین جلسه کلاس کارگاه کامپیوتر ما در دانشگاه بود.

من برخلاف همه یا شاید مثل بقیه از اینکه این کلاس تمام شد خیلی شوکه و ناراحت شدم.

اگر بخواهم از استاد احمد شهاب ارکان حرف بزنم باید طوماری از ویژگی و حسن را ردیف کنم که نه مجالی هست و نه  حوصله ای برای خواندن این طومار.

ایشان در کنار اینکه یک استاد فرهیخته بود با دانشجویان به معنای واقعی دوست بود و دغدغه ای جز پیشرفت دانشجو در آینده نداشت.

جلسه امروز شاید تمام شدن یک واحد درسی بود اما دوستی ایجاد شده بین دانشجو و ایشان هرگز تمام نخواهد شد.

میدانم که ابراز حس من به استاد در خلال جملات نمیگنجد پس سکوت می کنم و به احترام ایشان تمام قد می ایستم


 
 
قدم قدم تا خدا .... حرم حسین کربلا
نویسنده : محمد علی کرمی - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢۳
 


 
 
اربعین حسینی
نویسنده : محمد علی کرمی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٢
 

خیلی دلم میخواست الان کنار بارگاه آقا ابوالفضل العباس بودم یه خونه تکونی اساسی برای دل انجام میدادم .

یه دل سیر زیارت و یه سبک کردن کوله بار

الان میگم واقعا خوشا به سعادت اونایی که رفتن والان تو شهر عشق مسکن گزیدن.

همیشه برام سوال بود که اینکه میگن آدم یه جا سر دوراهی میمونه اونم بین الحرمینه

ینی چی.

اما الان میفهمم واقعا آدم میمونه که اول به رسم ادب باید به زیارت خون خدا بره

یا اول به رسم کسب اجازه بره به حرم ساق بی مشک.